العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

351

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

آن موجب خسران و ضرر بسيار است مانند آن كه تخته چوبى را براى ساختن كشتى عاريه داده بود اكنون كشتى در درياست با بار و مسافر و بخواهد فسخ عاريه كند و آن تخته چوب را پس بگيرد صحيح نيست و اين حكم خاص عاريه نيست بلكه هر نوع اذن همين حكم دارد چون فائده عاريه مباح ساختن تصرف كسى است در ملك ديگرى و مباح بودن فقط به رضاى مالك حاصل مىشود اگر به قراين رضاى او را بدانى در آن صيغه خاصى واجب نيست و به معاطات علم به رضا حاصل مىشود نظير آن كه بعضى از متاخرين علما در بيع معاطات و امثال بيع مىگويند . فصل نهم - لقطه گم شده را كه غير صاحبش بيابد لقطه گويند بمعنى عام و آن سه قسم است : 1 - بچه گم شده كه پدر و مادر و اولياى او معلوم نباشد و آن مهمترين فصل لقطه است 2 - حيوان گم شده . 3 مال صامت طفل گم شده كه باصطلاح لقيط و سر راهى گويند شرط است آن كه بر مىدارد مكلف باشد و مسلمان و اگر بنده است باذن مولى بر دارد اگر اين شرط محقق نباشد امام و قائم مقام او